نهایت شب
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من
ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم.
+ نوشته شده در جمعه 2 تیر1385ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط سولماز
|
